نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 653

1. خوش وقت صبوحیان شب‌خیز

2. بر دست گرفته آتش تیز

3. آتش نه که آب زندگانی

4. آبی است ولیکن آتش انگیز

5. تلخی و هزار جان شیرین

6. جانی و هزار ملک پرویز

7. ای دوست بیا به‌رغم دشمن

8. گر خون من است در قدح ریز

9. تا می به معاد خود رسد باز

10. با خون دل منش برآمیز

11. ناگه گیرد اجل گریبان

12. از دامن دوستان درآویز

13. پرهیز مکن ز می بیاموز

14. عیش و طرب و ز خود بپرهیز

15. جان است به جانی آرزومند

16. دریاب نزاریا و مستیز

17. بنشین پس کار خویش بنشین

18. برخیز ز هرچه هست برخیز


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو فندق دهان از سخن بسته بود
* نه چون ما لب از خنده چون پسته بود
شعر کامل
سعدی
* عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
* ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
شعر کامل
حافظ
* رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند
* مستی ز جامت می‌کنند مستان سلامت می‌کنند
شعر کامل
مولوی