نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 731

1. دلی می خواهم از هر کار فارغ

2. زنام و ننگ و فخر و عار فارغ

3. مرا باید که در گلزار باشم

4. به گل مشغول لیک از خار فارغ

5. چنان فارغ ز محنتها به یک بار

6. که هست از محنت من یار فارغ

7. چو چالاکان ز خلد و دوزخ آزاد

8. چو ناپاکان ز نور و نار فارغ

9. خمار آلوده چون محتاج راح است

10. نمی یارد شد از خمار فارغ

11. عدو یک لحظه کی بوده است هرگز

12. ز دعوی های نا هموار فارغ

13. دلا گر بشنوی یک نکته از من

14. شوی از هفت و پنج و چار فارغ

15. اگر خواهی که باشی شادمانه

16. ز غم خوردن مرا بگذار فارغ

17. نزاری از بلای نفس ناقص

18. شود هم عاقبت یک بار فارغ


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* صبر هم سودی ندارد کآب چشم
* راز پنهان آشکارا می‌کند
شعر کامل
سعدی
* اگر آن گنج گران می‌طلبی رنج ببر
* گل مپندار که بی‌زحمت خاری باشد
شعر کامل
اوحدی
* قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
* و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
شعر کامل
سعدی