نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 804

1. نمی شود به حیل با تو در کمر دستم

2. مگر که چون کمرت پر شود به زر دستم

3. نه زر که در قدمت ریزم و نه بازویِ آن

4. که زور پنجه بود بر تو از زبر دستم

5. به فقرِ من منگر یک نظر به حالم کن

6. که خاک زر شود از دولتِ تو در دستم

7. به افتخار نهد سر زمانه بر پایم

8. اگر رسد به سرِ زلفت ای پسر دستم

9. کتابِ حسن تو وقتی نوشتمی بخطی

10. چنان که بوسه دهد تیرِ چرخ بر دستم

11. کنون ز شیوۀ خطّ تو شرم می دارم

12. که بر قلم نهد انگشت ها دگر دستم

13. به دامنت نزنم دست از آن که آلوده ست

14. علی الدّوام به خونابۀ جگر دستم

15. طمع نمی برم از وصل و چشم می دارم

16. که در مراد شود با تو در کمر دستم

17. حذر ز نالۀ زارِ نزاری و مپسند

18. بر آسمان همه شب از تو تا سحر دستم

19. مهل که غرق شوم بس که بر لب آمد آب

20. اگر چنان که نگیری درین خط دستم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خموش هر که شد از قیل و قال وارسته است
* نمی زنند دری را که از برون بسته است
شعر کامل
صائب تبریزی
* چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
* همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
شعر کامل
حافظ
* اگر چه لاله طورست روی روشن او
* چراغ روز بود با بیاض گردن او
شعر کامل
صائب تبریزی