نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 925

1. وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم

2. جامِ می بر طلعتِ جانان زنیم

3. چون مقارن می‌رسد ماهِ صیام

4. هر چه باداباد بر شعبان زنیم

5. بیش و کم یک هفته در پایانِ جنگ

6. بر سماعِ مطربان دستان زنیم

7. طوقِ گردن گیسویِ پرچین کنم

8. خاک در چشمِ خطابینان زنیم

9. شادیِ رندان و قلّاشانِ عشق

10. ما دمِ اخلاص با ایشان زنیم

11. کفر و ایمان پای‌بندِ عاقل است

12. ما به می بر کفر و بر ایمان زنیم

13. ترکِ نام و ننگ و دین و دل کنیم

14. سنگ بر قندیلِ جسم و جان زنیم

15. بارگاهِ فقر برگردون کشیم

16. سایه‌بانِ فاقه بر کیوان زنیم

17. قصّه کوته کن نزاری بازگوی

18. وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر
* به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر
شعر کامل
سعدی
* در چمن هر دم که چون عرعر خرامان می‌شدی
* خنده بر بالای سرو بوستان می‌آمدت
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* شرار سينۀ مجنون ز آتش لیلی
* کباب ساخت همه آهوان صحرا را
شعر کامل
جامی