نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 940

1. بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان

2. باد خزان رفت و فتنه های زمستان

3. باغ و چمن از نسیم گل شده بویا

4. سرو سهی سایه اوفکنده به بستان

5. روی زمین از بهار غنچه گرفته ست

6. سوی چنار آمده ست بلبل دستان

7. وقت نشاط است و خرّمی و جوانی

8. بی خبران غافل اند خفته چو مستان

9. جام و صراحی بَرَد به سایه گل بن

10. مجمع آزادگان و باده پرستان

11. مطرب و ساقی ز باده خرّم و سرخوش

12. خوش نظران در کنارشان شده سستان

13. عهد چنان کرده ام که باز نگردم

14. باقی پیمان ما که بود شکست آن

15. یک دم عمرم اگرچه بی تو سرآید

16. بر دل من روز نیست آن که شب است آن

17. خیز نزاری ز نیستی به در آ تو

18. دست فرو کن بگیر دامن هستان


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک دست جام باده و یک دست جعد یار
* رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* گفت نیلوفر چو کلک از آب سر بیرون کشد
* کیست او تا پیش کلک اندر سرش افتد سری
شعر کامل
انوری
* دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
* که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
شعر کامل
حافظ