نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 224

1. درد و غمت که همچو هما استخوان خورند

2. بر من مبارکند گرم مغز جان خورند

3. بر نامه ام مخند، که آشفته خاطران

4. مو کز قلم کشند نی اندر بنان خورند

5. مست آئییم به صلح اگر نکهتی بری

6. زان می که در محبّت هم دوستان خورند

7. نیشکر آن چنان نخورد کس ز دست دوست

8. کا زادگان زدست مبارز سنان خورند

9. جانیّ و صد کرشمۀ مژگان چه می کنم

10. این تیرها تمام اگر بر نشان خورند

11. چشم هزار تشنه جگر در کمین تُست

12. ترسم که خام میوۀ این بوستان خورند

13. آزادگان به جای رسیدند و ما همان

14. زان رهروان که گرد پی کاروان خورند

15. هرجا گلی است بهر نظیری طربگهی است

16. کی بلبلان مست غم آشیان خورند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
* که رنج خاطرم از جور دور گردون است
شعر کامل
حافظ
* نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
* نه هر که آینه سازد سکندری داند
شعر کامل
حافظ
* جام لعل و جامهٔ نیلی سیه روئی بود
* خیز و خم بنمای تا خمری کنم دلق کبود
شعر کامل
خواجوی کرمانی