نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 552

1. گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلی

2. گاه سوزم در هوای عارضت بر سر گلی

3. کوتهست ایّام گلشن رایگان نتوان نشست

4. دیدن گل منع اگر باشد نوای بلبلی

5. دل که آشوبی ندارد چیست؟ کاخ بی هوا

6. سر که سودایی ندارد چیست؟ کاس بی ملی

7. از شط غم کشتی می بر کنار آرد مگر

8. ورنه از تدبير نتوان بست بر دریا پلی

9. فرض صبحم گر قضا گردد صبوحی کی شود

10. چار قل خوانم تمام شب به عشق قلقلی

11. نافۀ چین آستینم گشت و ناف گل بغل

12. تا برو دوشم معطّر شد به مشکین کاکلی

13. بندۀ آن تاب گیسو و خم بازو شوم

14. همچو شاخ سنبلی پیچیده بر شاخ گلی

15. کعبه و زمزم زنخدان و رخش پنداشتم

16. دیده شد بتخانۀ کشمیر و چاه بابلی

17. فیض از ساقی نظیری جوی نی از سامری

18. خاک پای جبرئیلت هست گرد دلدلی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
* بوی کافور شنیدی و دلت سرد نشد
شعر کامل
صائب تبریزی
* خال تو سنگ کم به ترازوی من نهاد
* من هم متاع دل به همین سنگ می کشم!
شعر کامل
صائب تبریزی
* همه شادی و عشرت باشد، ای دوست
* در آن خانه که مهمانش تو باشی
شعر کامل
عراقی