نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 553

1. کی سرّ غنچه او از هر بیان بیابی

2. گر محو ذوق گردی خود سرّ آن بیابی

3. گر چشمۀ حیاتش نوش از لبان فشاند

4. صد سلسبیل و کوثر هر سو روان بیابی

5. نتواندش کشیدن رخش سپهر اگرچه

6. باریک تر ز مورش موی میان بیابی

7. چندان ملاحت او بر دیده ام نمک ریخت

8. کز اشک گرم سوزم در مغز جان بیابی

9. گر نرگس خوش آبش چشم از جهان بپوشد

10. نی باغبان ببینی نی بوستان بیابی

11. تا نوش خندۀ او دامن ز صحبتم چید

12. از عيش تلخ زهرم در استخوان بیابی

13. چندین کتاب و مصحف فهرست باب عشق است

14. دیگر ورق نخوانی گر داستان بیابی

15. یار از تعیّن تو در پرده می نماید

16. خود را نهان نمایی او را عیان بیابی

17. عمری خدا پرستی کردی ز خود پرستی

18. شاید به می پرستی از خود امان بیابی

19. تمثیل عشق و عاشق بحر و غريق بحر است

20. تا تو نیاز عشقی از خود نشان بیابی

21. گر عارفی نظیری پیشانی سبو بین

22. کاسرار لوح و کرسی بی ترجمان بیابی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در نامه نیز چند بگنجد حدیث عشق
* کوته کنیم که قصه ما کار دفترست
شعر کامل
سعدی
* خال سرسبز تو خوش دانه عیشیست ولی
* بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
شعر کامل
حافظ
* اشک طرف دیده را گردید و رفت
* اوفتاد آهسته و غلتید و رفت
شعر کامل
پروین اعتصامی