اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 27

1. آخر، ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا

2. در فراق خویشتن چندین چه رنجانی مرا؟

3. همچو الحمدم فکندی در زبان خاص و عام

4. لیک خود روزی بحمدالله نمی‌خوانی مرا

5. ای که در خوبی به مه مانی چه کم گردد زتو

6. گر بری نزدیک خود روزی به مهمانی مرا؟

7. دست خویش از بهر کشتن بر کسی دیگر منه

8. می‌کشم در پای خود چندان که بتوانی مرا

9. با رقیبانت نکردم آنچه با من میکنند

10. این زمان سودی نمی‌دارد پشیمانی مرا

11. زین جهان چیزی نخواهم خواستن جز وصل تو

12. گر فلک یک روز بنشاند به سلطانی مرا

13. کس خریدارم نمیگردد، که دارم داغ تو

14. زان همی آیم برت، چندانکه می‌رانی مرا

15. بر سر کوی تو دشواری کشیدم سالها

16. دور ازین در چون توان کردن به آسانی مرا؟

17. در درون پرده‌ای با دشمنان من به کام

18. وز برون مشغول می‌داری به دربانی مرا

19. گفته‌ای: در کار عشقم اوحدی دانا نبود

20. چون توانم گفت؟ نه آنم که می‌دانی مرا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در خواب کرده‌ای ز رهاوی مرا کنون
* بیدار کن به زنگله‌ام کانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
* یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
شعر کامل
حافظ
* من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم
* که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
شعر کامل
سعدی