اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 590

1. عقل صوفی را مهار اندر کشیم

2. عشق صافی را به کار اندر کشیم

3. نفس منصب خواه جاه اندوز را

4. از سمند فخر و عار اندر کشیم

5. باده رندآسا خوریم اندر صبوح

6. پیل رند باده خوار اندر کشیم

7. یار پر دستان دوری دوست را

8. دست گیریم، از کنار اندر کشیم

9. گوش چون پر گردد از آواز چنگ

10. می به یاد لعل یار اندر کشیم

11. دشمنان از پی فراوانند، لیک

12. ما حبیب خود به غار اندر کشیم

13. اوحدی را از برای بندگی

14. داغ عشق آن نگار اندر کشیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به باده دست میالای کان همه خون است
* که قطره قطره چکیده ست از دل انگور
شعر کامل
ظهیر فاریابی
* به شکر یا به نوای شکرین پیوندد
* هر که از خاک چو نی بسته کمر برخیزد
شعر کامل
صائب تبریزی
* به جان زنده‌دلان سعدیا که ملک وجود
* نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازارند
شعر کامل
سعدی