عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 100

1. از تو کس زمزمه ی مهر و وفا نشنیده است

2. بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است

3. باورم نیست که همسایه ی حسن است و هنوز

4. چستی و دل بردن آن غمزه حیا نشنیده است

5. جذبه ی شوق نسیم تو رساند به مشام

6. ور نه کس بوی تو از باد صبا نشنیده است

7. غم دل آتش دل سوختگان است، فغان

8. که طرب آمده، آوازه ی ما نشنیده است

9. عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوز

10. از لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است

11. بد گمان گر شده باشم، مشو رنجه، که کسی

12. مهربان، شوخ ستمکاره نما، نشنیده است

13. برد از صومعه وز دیر مغان چون عرفی

14. که در آن روضه کسی بوی وفا نشنیده است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
* شعری بخوان که با او رطل گران توان زد
شعر کامل
حافظ
* ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت
* این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست
شعر کامل
حافظ
* گر سرو روان است مرا کلک ثناسنج
* از خجلت کوتاهی خود شاخ زریرم
شعر کامل
حزین لاهیجی