عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 210

1. فغان کز سینه دائم آه بی تاثیر می زاید

2. صباح عیدم از دل نالهٔ شبگیر می زاید

3. جهان عشق را نازم که سلطان گدای او

4. بسی دلشاد می میرد ولی دلگیر می زاید

5. طلب کن دایهٔ کش زهر بیرون آید از پستان

6. که طفلان هوس را تشنگی از شیر می زاید

7. مصیبت بین که غافل مردم و فارغ در آن وادی

8. که مجنون تنگ لیلی بستهٔ زنجیر می زاید

9. به دلق و برد و تسبیح از ره مرو عرفی

10. که از تقوای زاهد شیوهٔ تزویر می زاید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز دریا به دریا همی مرد بود
* رخ ماه و خورشید پر گرد بود
شعر کامل
فردوسی
* گر گدایی کنی از درگه او کن باری
* که گدایان درش را سر سلطانی نیست
شعر کامل
سعدی
* اگر چه مغز بادام است بس نغز
* بباید پوست کندن تا دهد مغز
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی