عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 361

1. آنان که وصف تو تقریر می کنند

2. خواب ندیده را تعبیر می کنند

3. از صدق اهل بتکده هم اعتماد رفت

4. از بس که اهل صومعه تزویر می کنند

5. مردان کار راه نشین عباد شد

6. بازیچهٔ دوستان همه تزویر می کنند

7. ای بی غمان حذر که ندیمان بزم عشق

8. طفلان خام را به نفس پیر می کنند

9. هر چند آشنای رموزند زیرکان

10. نازک مگو حدیث که تکفیر می کنند

11. چون اهل راز نکته سرایند گوش دار

12. زیبق به گوش ریز چو تفسیر می کنند

13. منکر مشو چو نقش نبینی که اهل رمز

14. لوح و قلم گذاشته تحریر می کنند

15. اندیشه ای دریغ مدار از دل خراب

16. کاین به وسوسه تعمیر می کنند

17. این آه و نالهٔ عرفی از آتش سرشته اند

18. مگشای لب، مباد که تأثیر می کنند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
* بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
شعر کامل
حافظ
* تا که سرانگشت تاک کرد خزان فندقی
* کرد چمن پرنگار پنجهٔ دست چنار
شعر کامل
خاقانی
* چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را
* کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
شعر کامل
حافظ