عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 463

1. ماتشنگی به دجله و جیحون نمی دهیم

2. یک العطش به صد قدح خون نمی دهیم

3. آب حیات از لب ما می چکد ولی

4. صد چشمه زهر هست که بیرون نمی دهیم

5. شد رام تازیانهٔ ما توسن جنون

6. دیگر عنان فتنه به گردون نمی دهیم

7. اهل زمانه را هوس آب خضر و بس

8. کس را خبر از چاشنی خون نمی دهیم

9. بیداری از طبیعت موزون به ما رسید

10. کز بیم دل به قامت موزون نمی دهیم

11. دیوانه است عرفی و معموره دشمنی

12. ویرانه را به ملک فریدون نمی دهیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدیا عمر گران مایه به پایان آمد
* همچنان قصه سودای تو را پایان نیست
شعر کامل
سعدی
* اگر چه لاله طورست روی روشن او
* چراغ روز بود با بیاض گردن او
شعر کامل
صائب تبریزی
* ای زلف یار سخت پریشان ودرهمی
* دست بریده که ترا شانه می کند
شعر کامل
صائب تبریزی