سعدی_بوستانباب هشتم در شکر بر عافیت (فهرست)

شمارهٔ 10-حکایت

1. یکی کرد بر پارسایی گذر

2. به صورت جهود آمدش در نظر

3. قفایی فرو کوفت بر گردنش

4. ببخشید درویش پیراهنش

5. خجل گفت کانچ از من آمد خطاست

6. ببخشای بر من، چه جای عطاست؟

7. به شکرانه گفتا به سر بیستم

8. که آنم که پنداشتی نیستم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گل چه داند که درد بلبل چیست؟
* او همین کار رنگ و بو داند
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر
* هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
شعر کامل
حافظ
* عندلیبی که به هر غنچه دلش می لرزد
* بهتر آن است که در صحن گلستان نبود
شعر کامل
صائب تبریزی