سعدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 168

1. کس این کند که دل از یار خویش بردارد

2. مگر کسی که دل از سنگ سختتر دارد

3. که گفت من خبری دارم از حقیقت عشق

4. دروغ گفت گر از خویشتن خبر دارد

5. اگر نظر به دو عالم کند حرامش باد

6. که از صفای درون با یکی نظر دارد

7. هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود

8. کجاست مرد که با ما سر سفر دارد

9. گر از مقابله شیر آید از عقب شمشیر

10. نه عاشقست که اندیشه از خطر دارد

11. و گر بهشت مصور کنند عارف را

12. به غیر دوست نشاید که دیده بردارد

13. از آن متاع که در پای دوستان ریزند

14. مرا سریست ندانم که او چه سر دارد

15. دریغ پای که بر خاک می‌نهد معشوق

16. چرا نه بر سر و بر چشم ما گذر دارد

17. عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر

18. کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

19. نظر به روی تو انداختن حرامش باد

20. که جز تو در همه عالم کسی دگر دارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به تماشای سر زلف تو عقل از سر من
* نه چنان رفت که دیگر به سرم باز آید
شعر کامل
صائب تبریزی
* یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب
* بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند
شعر کامل
صائب تبریزی
* نمی توان غم دل را به خنده بیرون برد
* ز خنده رویی گل تلخی از گلاب نرفت
شعر کامل
صائب تبریزی