سعدی_گلستانباب پنجم - در عشق و جواني (فهرست)

حکایت (1)

حسن میمندی را گفتند: سلطان محمود چندین بنده صاحب جمال دارد که هر یکی بدیع جهانی اند چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد چنانکه با ایاز، که زیادت حسنی ندارد. گفت: هرچه در دل فرود آید در دیده نکو نماید

1. هر که سلطان مرید او باشد

2. گر همه بد کند نکو باشد

3. وآنکه را پادشه بیندازد

4. سش از خیل خانه ننوازد

5. کسی بدیده انکار اگر نگاه کند

6. نشان صورت یوسف دهد بناخوبی

7. وگر بچشم ارادت نگه کنی در دیو

8. فرشته ایت نماید بچشم کروبی


بعدی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
* زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
شعر کامل
صائب تبریزی
* بر سر بالین طبیب از نالهٔ من زار شد
* از برای صحت من آمد و بیمار شد
شعر کامل
هلالی جغتایی
* انگور نشد غورۀ ماخام سرشتان
* از تاک بریدیم و به مینا نرسیدیم
شعر کامل
حزین لاهیجی