صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1580

1. پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست

2. سیل ناصاف نماند چو به دریا پیوست

3. می کشد سلسله موج به دریا آخر

4. وقت دل خوش که به آن زلف چلیپا پیوست

5. مادر از دامن فرزند نمی دارد دست

6. طعمه خاک شودهر که به دنیا پیوست

7. سیل چون پهن شود، خرج زمین می گردد

8. جای رحم است بر آن دل که به صد جا پیوست

9. هر که دارد نظر پاک، نماند به زمین

10. سوزن از دیده روشن به مسیحا پیوست

11. دورگردست ز افسردگی خویش همان

12. گر به ظاهر کف بی مغز به دریا پیوست

13. دست در دامن خورشید زند چون شبنم

14. هر که صائب به دل و دیده بینا پیوست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست
* دوستان معذور داریدم که پایم در گلست
شعر کامل
سعدی
* بهر تسکین دل افگار من مسکین طبیب
* ساخت صد مرهم ولی مرهم نمی سازد مرا
شعر کامل
جامی
* چو خواهی که پیدا کنی گفت‌وگوی
* بباید زدن سنگ را بر سبوی
شعر کامل
فردوسی