صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 254

1. گر نظربازی به بال خود کند طاوس ما

2. جوید از بهر رهایی روزنی محبوس ما

3. غربت ما دردمندان، پله آزادگی است

4. نیست جز دام و قفس جای دگر مأنوس ما

5. پنجه با زور جنون کردن نه کار هر کس است

6. سنگ می لرزد به خود از شیشه ناموس ما

7. دست خود را چون صدف بر روی هم نگذاشتیم

8. تا نشد گنجینه گوهر کف افسوس ما

9. گر چه یار از حال ما هرگز نمی گیرد خبر

10. خلوت آیینه خالی نیست از جاسوس ما

11. تازه گردد در دل پرشور ما داغ کهن

12. می شود روشن چراغ کشته در فانوس ما


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سهی سرو آن زمان شد در چمن سست
* که سیمین نار تو بر نارون رست
شعر کامل
نظامی
* بر سر هر شاخ گل مرغی خوش الحان و مرا
* مهر خاموشیست چون برگ شقایق بر زبان
شعر کامل
وحشی بافقی
* پیری اگر چه گوهر دندان ز من گرفت
* شادم که بی نیاز مرا از خلال کرد
شعر کامل
صائب تبریزی