صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 3122

1. بهشتی بی دماغان را به از خلوت نمی باشد

2. گلابی بهتر از پاشیدن صحبت نمی باشد

3. مجو از گفتگوی زاهدان خشک کیفیت

4. که جز ریگ روان در شیشه ساعت نمی باشد

5. نصیب سرو از استادگی شد خط آزادی

6. به آزادی رسد چون بنده کم خدمت نمی باشد

7. به فکر عذرپردازی مکن اوقات را ضایع

8. که عصیان را شفیعی بهتر از خجلت نمی باشد

9. ندارم شکوه ای از تیره بختی با دل روشن

10. که آب زندگی بی پرده ظلمت نمی باشد

11. گر از روشندلانی با رمیدن رام کن دل را

12. که آسایش درین صحرای پروحشت نمی باشد

13. زدست خود سلیمان داد پای تخت موران را

14. تواضع با فقیران نقص در دولت نمی باشد

15. نمی ریزیم غافل بر سر دشمن چو نامردان

16. که می گردد مظفر هر که کم فرصت نمی باشد

17. چو دیدم بر سر تاج زر خود شمع را لرزان

18. یقینم شد که خواب امن با دولت نمی باشد

19. ز انگشت اشارت در گریبان خارها دارم

20. بلایی آدمی را بدتر از شهرت نمی باشد

21. به گردون برد همت شبنم افتاده را آخر

22. به جایی می رسد هر کس که دون همت نمی باشد

23. چه می لرزی چو شاهین بر سر بیش و کم روزی؟

24. به میزان عدالت میل در قسمت نمی باشد

25. به غربت از وطن چون ماه کنعان صلح کن صائب

26. که جز یاد وطن مکروه در غربت نمی باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب تیره بلبل نخسپد همی
* گل از باد و باران بجنبد همی
شعر کامل
فردوسی
* ای صبر پای دار که پیمان شکست یار
* کارم ز دست رفت و نیامد به دست یار
شعر کامل
سعدی
* چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
* پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
شعر کامل
سعدی