صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 3694

1. مرا دل از قد خم زنگ ناک می گردد

2. ز صیقل آینه هرچند پاک می گردد

3. بود ز جانوران پاک هرچه زنده بود

4. بغیر نفس که چون مرد، پاک می گردد

5. بغل گشاده بهشت آیدش به استقبال

6. ز درد فقر دل هرکه چاک می گردد

7. ز خلق خوش چه عجب گر ملک شود آدم؟

8. که خون ز مشک شدن نیز پاک می گردد

9. برآورد ز گریبان چرخ سر صائب

10. سری که در قدم عشق تو خاک می گردد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدیا عمر گران مایه به پایان آمد
* همچنان قصه سودای تو را پایان نیست
شعر کامل
سعدی
* دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
* تا بود پر ز شکر نی به نوایی نرسد
شعر کامل
صائب تبریزی
* مریض عشق به کوی تو تا غبار نشد
* ز ضعف تن نتوانست کز زمین خیزد
شعر کامل
جامی