صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4111

1. از روی درد هر که ز دل آه می کشد

2. بی چشم زخم یوسفی از چاه می کشد

3. بی آه گرم نیست دل دردمند عشق

4. شمعی که روشن است مدام آه می کشد

5. در زلف دود شعله حصاری نمی شود

6. بیهوده ابر پرده در آن ماه می کشد

7. شمع که دیده است سرانجام خامشی

8. گردن در انتظار سحرگاه می کشد

9. بردوش خلق بار بود زندگانیش

10. هر کس که بار خلق به اکراه می کشد

11. تا روی آتشین تو در بزم دیده است

12. پیوسته شمع جای نفس آه می کشد

13. شوخی که رم ز دیدن پنهان من کند

14. با مدعی جناغ به دلخواه می کشد

15. افتاده جذبه طمع زرد روبلند

16. این کهربا ز کاهکشان کاه می کشد

17. از اشتیاق چهره چون آفتاب توست

18. نیلی که آه من به رخ ماه می کشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست
* ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست
شعر کامل
سعدی
* همیشه نرگس مست تو را بیمار می‌بینم
* ولی در عین بیماریش مردم‌دار می‌بینم
شعر کامل
سلمان ساوجی
* نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
* که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
شعر کامل
سعدی