صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4400

1. آن آفت جان بر سر انصاف نیامد

2. آن تلخ زبان بر سر انصاف نیامد

3. مور خط ازان تنگ شکر گرد برآورد

4. آن مور میان بر سر انصاف نیامد

5. چیدند وکشیدند گلاب از گل کاغذ

6. آن غنچه دهان بر سر انصاف نیامد

7. کردم به فسون نرم کمان مه نو را

8. آن سخت کمان بر سر انصاف نیامد

9. هر چند که از خرمن ما دود بر آمد

10. آن برق عنان بر سر انصاف نیامد

11. دین و دل و عقل و خرد و هوش فشاندم

12. آن دشمن جان بر سر انصاف نیامد

13. یک عمر خضر در قدم او گذراندم

14. آن سرو روان بر سر انصاف نیامد

15. گفتیم که انصاف دهد چرخ پس از مرگ

16. مردیم وهمان بر سر انصاف نیامد

17. هر چند که صد عمر خضر دید به رویش

18. چشم نگران بر سر انصاف نیامد

19. هر چند که صائب زنی کلک شکر ریخت

20. آن پسته دهان بر سر انصاف نیامد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عاقبت این خانه ها ماتم سرایی می شود
* زعفران گر جای برگ کاه در گل می کنی
شعر کامل
صائب تبریزی
* باور مکن که صورت او عقل من ببرد
* عقل من آن ببرد که صورت نگار اوست
شعر کامل
سعدی
* اندرین شهر دلم بستهٔ گندم گونیست
* ورنه صد شهر چنین را به جوی نفروشم
شعر کامل
اوحدی