صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4888

1. عقل اگر از سرپرد زاغ جگر خواری مباش

2. مغز اگر بیجا شود آشفته دستاری مباش

3. حلقه تن گر ز سیلاب فناصحرا شود

4. در سواد اعظم دل چار دیواری مباش

5. رشته جان گر شود کوته ز مقراض اجل

6. برمیان جسم کافر کیش زناری مباش

7. باد هستی از سر بی مغز اگر بیرون رود

8. یک حباب پوچ در دریای زخاری مباش

9. ازشنیدن گر شود معزول گوش ظاهری

10. در بساط قلزم و عمان صدف واری مباش

11. لب اگر خامش شود، یک رخنه غم بسته گیر

12. چشم اگر پوشیده گردد، داغ خونباری مباش

13. پای سیر از خواب سنگین اجل گر بشکند

14. خاکدان دهر را بیهوده رفتاری مباش

15. چند صائب بردل گم گشته خواهی خون گریست؟

16. در جگر پیکان زهر آلود خونخواری مباش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
* صبر و آرام تواند به من مسکین داد
شعر کامل
حافظ
* چو دستهای چنارست هر دو دستم سست
* وگرنه پیرهن از جور تو چو گل بدرم
شعر کامل
انوری
* دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
* من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
شعر کامل
حافظ