صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 5503

1. به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم

2. نیم نگهت که از گل در پریشانی جدا گردم

3. همین امید بر گرد جهان سرگشته ام دارد

4. که او برگرد دل من گرد آن ناآشنا گردم

5. اگر چه از جگرداری برآتش می توانم زد

6. ندارم زهره تا برگرد آن گلگون قبا گردم

7. دری نگشود بر روی چو مهر از دربدر گشتن

8. مگر یک چند گرد خویشتن چون آسیا گردم

9. اگر شمشیر بارد بر سرم در دل نمی گیرم

10. نیم آیینه کز اندک غباری بی صفا گردم

11. وفا دین من و مهربتان آیین من باشد

12. رخم از قبله برگردد گر از مهر و وفا گردم

13. چنان با بیوفایان صائب آن بدمهر می جوشد

14. که با این مهر نزدیک است من هم بیوفا گردم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بس که شب ها دور از آن گل خاک بر سر می کنم
* همچو سبزه صبحدم از خاک سر بر می کنم
شعر کامل
جامی
* پشیمانی ندارد خنده بر وضع جهان کردن
* ندارد گریه در پی خنده ای کز زعفران خیزد
شعر کامل
صائب تبریزی
* رنگ خون دشمنان بر پیکر شمشیرشان
* راست گویی چون شقایق رسته بر نیلوفرست
شعر کامل
امیر معزی