صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 5789

1. امشب که داغ بر دل افگار سوختم

2. گویا چراغ بر سر بیمار سوختم

3. جز عشق هر چه بود همه دام راه بود

4. تسبیح پاره کردم و ز تار سوختم

5. جنس مرا به تاجر کنعان چه نسبت است؟

6. صد بار من ز گرمی بازار سوختم

7. در بزم آفتاب چه حال است ذره را

8. من در پناه سایه دیوار سوختم

9. صیقل به داد آینه من نمی رسد

10. آهی کشیده پرده زنگار سوختم

11. خورشید تیره روزتر از خون مرده بود

12. روزی که من ز شعله دیدار سوختم

13. گرد کدورت از دل من آه بر نداشت

14. صد حیف ازان نفس که درین کار سوختم

15. صائب به حرف وصوت نشد فکر من بلند

16. من چون سپند بر سر این کار سوختم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رحمت نکند بر دل بیچاره فرهاد
* آن کس که سخن گفتن شیرین نشنیدست
شعر کامل
سعدی
* عشق پیری است که ساغر زده‌ایم از کف او
* عقل طفلی است که دانا شده در مکتب ما
شعر کامل
فروغی بسطامی
* روی خوبت، ماه تابان من است
* ماه رویا! روی خوب از من متاب
شعر کامل
سلمان ساوجی