صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 5974

1. بر سر بالین بی دردان گل احمر فشان

2. عاشقان را سوزن الماس در بستر فشان

3. شکر این معنی که عمر جاودانی یافتی

4. مشت آبی ای خضر بر خاک اسکندر فشان

5. چون سبکباری براقی نیست در راه طلب

6. در بساط زندگانی هر چه داری برفشان

7. در محیط آفرینش از صدف کمتر مباش

8. تیغ اگر بارد به فرقت از دهن گوهر فشان

9. می دهد زخم زبان اندام، سنگ خاره را

10. خرده جان چون شرر بر تیشه آزرفشان

11. مگذران بی گریه مستانه وقت صبح را

12. در زمین پاک هر تخمی که داری برفشان

13. گر نداری دسترس چون منعمان بر سیم و زر

14. سیم ناب اشک بر رخساره چون زر فشان

15. از غبار خاکساری دیده رغبت مپوش

16. گرد راه از خویشتن در چشمه کوثر فشان

17. گر نخواهی پشت پا زد بر جهان، پایی بکوب

18. دست اگر نتوانی افشاند آستینی برفشان

19. تن مزن زنهار چون پروانه بعد از سوختن

20. رنگ عشق تازه ای زین مشت خاکستر فشان

21. نیشکر بعد از شکستن می شود شاخ نبات

22. بشکند هر کس ترا بر یکدگر، شکر فشان

23. چون به خواری عاقبت بر خاک می باید فشاند

24. با لب خندان چو گل صائب به گلچین سر فشان


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
* کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
شعر کامل
سعدی
* ز کینه دور بود سینه ای که من دارم
* غبار نیست بر آیینه ای که من دارم
شعر کامل
رهی معیری
* منم آن قمری نالان که از بس سنگ بیدادم
* زدند از هر طرف از باغت ای سرو روان رفتم
شعر کامل
هاتف اصفهانی