صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6400

1. در روز حشر سایه کوه گناه من

2. گردید از آفتاب قیامت پناه من

3. اندیشه از شکست ندارم که همچو موج

4. افزوده می شود ز شکستن سپاه من

5. گر ماه و آفتاب شود هر ستاره ای

6. روشن نمی شود شب بخت سیاه من

7. سوزد به ناتوانی من دل غنیم را

8. دود از نهاد برق برآرد گیاه من

9. نبود به ناز بالش مردم مرا نیاز

10. کز دست خود بود چو سبو تکیه گاه من

11. بر باد داد خرمن عمر من و هنوز

12. ساکن نمی شود نفس عمر کاه من

13. در چشمخانه بر در و دیوار می تند

14. از دورباش ناز تو تار نگاه من

15. کم نیست فیض گردش تسبیح من ز جام

16. مخمور مست می رود از خانقاه من

17. در وادیی که خلق نظر بسته می روند

18. باریک تر ز موی میان است راه من

19. هر چند می کشم می گلرنگ در لباس

20. گل می کند چو غنچه ز طرف کلاه من

21. در تنگنای سینه ازان خوی آتشین

22. چون موی زنگیان شده پیچیده آه من

23. چون شمع پیش پای نسیم اوفتاده ام

24. دست حمایت که شود تا پناه من

25. هر چند از حجاب ندارم زبان عذر

26. صائب بس است خجلت من عذرخواه من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر کوهکن ز پای درآمد چه جای طعن
* والله که کوه پست شود زیر بارِ عشق
شعر کامل
جامی
* به حکم عقل عمل در طریق عشق مکن
* که راه دور کند رهبری که دانا نیست
شعر کامل
نظیری نیشابوری
* چو درخت قامتش دید صبا به هم برآمد
* ز چمن نرست سروی که ز بیخ برنکندش
شعر کامل
سعدی