صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 754

1. آماده است از دل پر خون شراب ما

2. در آتش است از جگر خود کباب ما

3. هر چند زیر تیغ حوادث نشسته ایم

4. چون جوهر آرمیده بود پیچ و تاب ما

5. ما از خیال یار پریخانه گشته ایم

6. یوسف خجل شود چو درآید به خواب ما

7. شرمی که ما ازان گل رخسار دیده ایم

8. مشکل که بی نقاب درآید به خواب ما

9. در پرده چشم شوخ همان جلوه می کند

10. موج خطر چه کار کند با حباب ما؟

11. شبنم به آفتاب قیامت چه می کند؟

12. زنهار رو متاب ز چشم پر آب ما

13. رقص سپند از دل آتش برد غبار

14. غافل مباش از دل پر اضطراب ما

15. خامی شفیع اگر نشود کار مشکل است

16. خونها که کرد در دل آتش کباب ما

17. از روی تازه، عذر لب خشک خواستیم

18. نومید برنگشت کسی از سراب ما

19. ما را نظر به حسن گلوسوز گردن است

20. هست این بیاض از دو جهان انتخاب ما

21. از خشت خم هزار در فیض می گشود

22. روزی که بود در گرو می کتاب ما

23. ما را نگاه گرم بر آتش نشانده است

24. دل می برد چو موی میان پیچ و تاب ما

25. از آبگینه پشت به دیوار داده است

26. سیماب از مشاهده اضطراب ما

27. از شوق آتش تو سرانجام داده است

28. چندین کمند از رگ خامی کباب ما

29. دارد ز خوابهای پریشان ما خبر

30. از سرکشی اگر چه نیاید به خواب ما

31. صائب هزار حیف که چون در شاهوار

32. لب تر نکرد سوخته جانی ز آب ما


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بخور هرچ برزی و بد را مکوش
* به مرد خردمند بسپار گوش
شعر کامل
فردوسی
* صندل از بهر سر مردم بیدرد بود
* چوب دارست علاج سر دیوانه عشق
شعر کامل
صائب تبریزی
* برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان
* بگذار تا ببینم که که می‌زند به تیرم
شعر کامل
سعدی