صائب تبریزی_دیوانمتفرقه (فهرست)

شمارهٔ 268

1. ز می هرگاه روی یار عالمسوز می گردد

2. خجل خورشید از خود چون چراغ روز می گردد

3. گسستن رشته مهر و محبت را بود مشکل

4. رهایی نیست مرغی را که دست آموز می گردد

5. کند افتادگی چون خاک ره هر کس شعار خود

6. اگر با آسمان گردد طرف، فیروز می گردد

7. بشو از عیش شیرین دست تا گردد دلت روشن

8. که موم از شهد چون شد دور، بزم افروز می گردد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نوبهاران که دمد شاخ گُلی از گِل من
* غنچه هایش بود آغشته به خونِ دل من
شعر کامل
جامی
* ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
* بجز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم
شعر کامل
سعدی
* چنین گفت بهرام نیکو سخن
* که با مردگان آشنایی مکن
شعر کامل
فردوسی