سلمان ساوجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 184

1. لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاند

2. هرچه دامن گیردم دامن، بر آن خواهم فشاند

3. دامن آخر زمان دارد غبار حادثه

4. آستین بر دامن آخر زمان خواهم فشاند

5. از سر صدق و صفا، چون صبح خواهم زد نفس

6. وندران دم بر هوای دوست، جان خواهم فشاند

7. پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاد

8. دست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند

9. همچو گل برگی که حاصل کرده‌ام در عمر خویش

10. با رخ خندان و خوش، بر دوستان خواهم فشاند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به سرو گفت کسی میوه‌ای نمی‌آری
* جواب داد که آزادگان تهی دستند
شعر کامل
سعدی
* به منزل رسید آنک پوینده بود
* رهی یافت آن کس که جوینده بود
شعر کامل
فردوسی
* بختم جوان و عقلم پیر ست لیک عشقش
* آورده زیر فرمان هم پیر و هم جوان را
شعر کامل
جامی