سلمان ساوجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 39

1. غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست

2. قامتش را در طبیعت، اعتدالی دیگر است

3. چشم بیمار تو در خواب است و ابرو بر سرش

4. ای خوشا، بیمار، کش پیوسته باری بر سر است

5. زیر لب با ما حدیثی گو، که این بیمار را

6. مدتی شد کارزوی شربتی زان شکرست

7. آفتاب ما « بحمد الله» مبارک طالع است

8. پادشاه ما به نام ایزد، همایون اختر است

9. چون هلالش، هر زمان جاه و جلالی از نواست

10. چون صباحش، هر نفس نور و صفایی در خورست

11. ناله شبگیر سلمان، عاقبت شد کارگر

12. بخت، بیدارست و دولت یار و همت یاورست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نگفتمت به خرابات طرفه مستانند
* که عقل را هدف تیر ترهات کنند
شعر کامل
مولوی
* شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
* کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
شعر کامل
حافظ
* بهر قربانی آن چشم سیه باید ریخت
* خون هر آهوی مشکین که به دشت ختن است
شعر کامل
فروغی بسطامی