سلمان ساوجی_دیوانقطعه ها (فهرست)

قطعه شمارهٔ 71

1. عقل را گفتم که عمری پیش ازین چوپانیان

2. گردن از گردون گردان از چه می‌افراشتند

3. این زمان آخر چرا زین سان جدا از خان مان

4. پشت بر کردند و روی از دشمنان برداشتند

5. گفت ای غافل تو از صورتگران روزگار

6. نیستی آگه کزین صورت بسی انگاشتند

7. پیش ازین چون گله در صحرای گیتی مردمان

8. خویشتن را گرگ یکدیگر همی پنداشتند

9. چون نبود این گله را از حفظ چوپانی گریز

10. میر چوپان را به چوپانی برو بگماشتند

11. میر چوپان را به چوپانی گریز

12. گرگ و میش آن داوری را از میان برداشتند

13. تا به عهد دولتت شاهنشه ایران رسد

14. گله را ار خواستند ار نه بدو بگذاشتند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دوای عشق گویند از سفر خیزد چه دانستم
* که در دل مهر آن مه خواهد افزون شد به هر منزل
شعر کامل
جامی
* شمع خندید به هر بزم، از آن معنی سوخت
* خنده، بیچاره ندانست که جائی دارد
شعر کامل
پروین اعتصامی
* گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست
* خبر از دوست ندارد که ز خود با خبرست
شعر کامل
سعدی