سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 150

1. اندر ره تو دل چه بود جان چه قدر دارد

2. نزد گدای کوی تو سلطان چه قدر دارد

3. نزد کسی که عاشق بی جان زنده دل را

4. از لب حیات بخش بود جان چه قدر دارد

5. نام تو در میان و همه غافل از تو آری

6. مهتاب در مجالس کوران چه قدر دارد

7. چون جان گرفت سکه مهرت چو زر بر تو

8. ای گنج حسن این دل ویران چه قدر دارد

9. تو خسرو ممالک حسنی سخن نخواهی

10. شیرین بر تو ای شکرستان چه قدر دارد

11. ای آنکه بهره نیست ترا زین حدیث و گویی

12. در کوی دوست عاشق حیران چه قدر دارد

13. نزدیک آفتاب که زاید بود کمالش

14. ماهی که هست قابل نقصان چه قدر دارد

15. در پای اسب شاه که دارد بدست چوگان

16. بیچاره گوی با سر گردان چه قدر دارد

17. گر عاشقی و قیمت معشوق می شناسی

18. در راه عشق ترک کنی آن چه قدر دارد

19. با خویشتن چو سیف اگر دشمنی نکردی

20. جان دوستی بنزد تو جانان چه قدر دارد

21. قیمت شناس جوهر یوسف عزیز مصرست

22. این پادشاه حسن بکنعان چه قدر دارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به جان زنده‌دلان سعدیا که ملک وجود
* نیرزد آنکه وجودی ز خود بیازارند
شعر کامل
سعدی
* فضل خدای را که تواند شمار کرد؟
* یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟
شعر کامل
سعدی
* پس مقالات من و مجلس تو
* راست چون زیره و چون کرمانست
شعر کامل
انوری