سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 157

1. کسی کو همچو تو جانان ندارد

2. اگر چه زنده باشد جان ندارد

3. گل وصلت نبوید گر چه غنچه

4. دلی پرخون لبی خندان ندارد

5. شده چون تو توانگر را خریدار

6. فقیری کز گدایی نان ندارد

7. نخواهم بی تو ملک هر دو عالم

8. که بی تو هر دو عالم آن ندارد

9. غم ما خور دمی کآنجا که ماییم

10. ولایت غیر تو سلطان ندارد

11. تویی غمخوار درویشان و هرگز

12. دل شادت غم ایشان ندارد

13. گدا پرور نباشد آن توانگر

14. که همت همچو درویشان ندارد

15. بمن ده زآن لب جان بخش بوسی

16. که در دل جز این درمان ندارد

17. دلم چون جای عشق تست او را

18. بگو تا جای خود ویران ندارد

19. غم عشق ترا عنبر مثالست

20. که عنبر بوی خود پنهان ندارد

21. گل حسنی که تا امروز بشکفت

22. بغیر از روی تو بستان ندارد

23. امید سیف فرغانی بوصلست

24. که مسکین طاقت هجران ندارد

25. بفرمان تو صد دردست او را

26. وگر ناله کند فرمان ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
* در تماشاگاه او پا در حنا دارد سپند
شعر کامل
صائب تبریزی
* پا کشیدن مشکل است از خاک دامنگیر عشق
* هر که را چون سرو اینجا پای در گل ماندماند
شعر کامل
صائب تبریزی
* جای شادی نیست زیر این سپهر نیلگون
* خنده در هنگامه ماتم نمی باید زدن
شعر کامل
صائب تبریزی