سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 224

1. ای ماه اختران تو اندر زمین مهند

2. وی شاه چاکران تو در مملکت شهند

3. آن رهبران که سوی تو خوانند خلق را

4. گر عشق تو دلیل ندارند گمرهند

5. در روز زندگانی خویش آن بد اختران

6. بی آفتاب عشق تو شبهای بی مهند

7. در عشق عاجزند چو در جنگ گربه موش

8. گرگان شیر پنجه که درحیله روبهند

9. نان جوی چون سگند پراگنده گرد شهر

10. شیرند عاشقان که مقیمان درگهند

11. برگو حدیث عشق که این قوم خفته اند

12. عیسی بیار سرمه که این خلق اکمهند

13. قومی که در غم تو بروز آورند شب

14. مقبول نزد توچو دعای سحرگهند

15. ازخاک درگه تو که میمون تر از هماست

16. سازند طایری وچو پر بر کله نهند

17. ازبهر روی سرخ تو چندین سیه گلیم

18. با جامه کبود درین سبز خرگهند

19. یوسف برند در عوض آب سوی قوم

20. بی دلو تشنگان که چو من بر سر چهند

21. برخوان هرکسی نه چو انگشت کاسه لیس

22. کز لقمه مراد همه دست کوتهند

23. رد کرده اند هر چه درو نیست بوی تو

24. آنها که رنگ یافته صبعت اللهند

25. اشجار طور قرب (و)زتأثیر نور عشق

26. ناری که گوید (انی اناالله) برین رهند

27. باخلق آشنا شده چون سیف بهر تو

28. بیگانه زآن شدند که از خویش وارهند

29. آگه نبود از می عشق توآنکه گفت

30. (هین دردهید باده که آنها که آگهند)


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماند
* عادل برفت و نام نکو یادگار کرد
شعر کامل
سعدی
* توشهٔ بخل میندوز که دو دست و غبار
* سوزن کینه مپرتاب که خنجر گردد
شعر کامل
پروین اعتصامی
* دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
* این نکته شیرین را در جان بنشان ای جان
شعر کامل
مولوی