سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 314

1. چو شدبخنده شکر بار پسته دهنش

2. شد آب لطف روان از لب چه ذقنش

3. ازآنش آب دهن چون جلاب شیرینست

4. که هست همچو شکر مغز پسته دهنش

5. گشاده شست جفا ابروی کمان شکلش

6. کشیده تیر مژه نرگس سپه شکنش

7. کمان ابروی او تیر غمزه یی نزند

8. که دل نگیرد همچون هدف بخویشتنش

9. برآفتاب کجا سایه افگند هرگز

10. مهی که مطلع حسنست جیب پیرهنش

11. برهنه گر شود آب روان جان بینی

12. چو در پیاله شراب از قرابه بدنش

13. چو زیر برگ بنفشه گل سپید بود

14. بزیر موی چو شعر سیه حریر تنش

15. بزیر هر شکنش عنبرست خرواری

16. که باربند عبیرست زلف چون رسنش

17. میان آتش شوقند و آب دیده هنوز

18. بزیر خاک شهیدان سوخته کفنش

19. مرا که در طلبش خضروار می گشتم

20. چوآب حیوان ناگاه بود یافتنش

21. کجا رسم زلب او ببوسه یی چو دمی

22. (رها نمی کند ایام درکنار منش)


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حسنی که کامل افتاد ایجاد می کند عشق
* هر قطره اشک این شمع پروانه دگر شد
شعر کامل
صائب تبریزی
* آن زلف مکن شانه که زنجیر دل ماست
* بر هم مزن آن سلسله را شانه نگه دار
شعر کامل
وحشی بافقی
* در پای تو تا زلف چلیپای تو افتاد
* بس دل که از این سلسله در پای تو افتاد
شعر کامل
فروغی بسطامی