سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 509

1. ای توانگر در خود برمن مسکین بگشای

2. بیخودم کن نفسی وبخودم ره بنمای

3. روی بنمای که چون جسم بجان محتاجست

4. دل بدیدار تو ای صورت تو روح افزای

5. سوی میدان تفاخر شو ودر پای فگن

6. زلف چوگان سرو گوی از همه خوبان بر بای

7. بر سر کوی تو تا چند بآب دیده

8. خاک را رنگ دهیم از مژه خون پالای

9. در ره عشق تو گردست کسی برتابد

10. من بسر سیر کنم گر دگری کرد بپای

11. پیش سلطان تو یک بنده بود جمع ملوک

12. زیر ایوان تو یک حجره بود هر دو سرای

13. ما بهمت زسلاطین بگذشتیم ارچه

14. اندرین شهر غریبیم ودرین کوی گدای

15. بر سر خاک در دوست اگر زر یابیم

16. بر نگیریم و چو خاکش بگذاریم بجای

17. سیف فرغانی از بخت مدد خواه که هست

18. سر بی مغز تو پیمانه سودا پیمای


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عقل بیچارست در زندان عشق
* چون مسلمانی به دست کافری
شعر کامل
سعدی
* چون سرو گذشتم ز ثمر تا شوم آزاد
* صد سلسله از برگ نهادند به پایم
شعر کامل
صائب تبریزی
* ناصح از بیهودگی آبروی خویش برد
* بوی خون آید ز افغان مرغ بی هنگام را
شعر کامل
صائب تبریزی