سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 519

1. ای رخ تو شاه ملک دلبری

2. همچو شاهان کن رعیت پروری

3. تا تو بر پشت زمین پیدا شدی

4. شد ز شرم روی تو پنهان پری

5. با چنین صورت که از معنی پرست

6. سخت بی معنی بود صورت گری

7. ز آرزوی شیوه رفتار تو

8. خانه بر بامت کند کبک دری

9. خسروان فرهاد وارت عاشقند

10. زآنکه از شیرین بسی شیرین تری

11. چشم تو از بردن دلهای خلق

12. شادمان همچون ز غارت لشکری

13. دلبری ختمست بر تو ز آنکه تو

14. جان همی افزایی ار دل می بری

15. از اثرهای نشان و نام تو

16. جان پذیرد موم از انگشتری

17. عشق تو ما رابخواهد کشت،آه

18. عید شد نزدیک و قربان لاغری

19. در فراق تو غزلها گفته ام

20. بی شکر کردم بسی حلواگری

21. کاشکی از دل زبان بودی مرا

22. تا بیادت کردمی جان پروری

23. با چنین عزت که از حسن و جمال

24. در مه و خور جز بخواری ننگری

25. چون روا باشد که سعدی گویدت

26. «سرو بستانی تو یامه یا پری »

27. سیف فرغانی همی گوید ترا

28. هر که هست از هر چه گوید برتری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از متاع عاریت بر خود دکانی چیده ام
* وام خود خواهد ز من هر دم طلبکاری جدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* تهی ز باده حکمت مدان خموشان را
* که همچو کوزه سر بسته پر می نابند
شعر کامل
صائب تبریزی
* پسته و فندق ز مهر و کین تو آگه شدند
* این فم از مدحت گشاد و آن ز بیمت بست فم
شعر کامل
مسعود سعد سلمان