شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 103

1. آفتابی رو نموده مه نقاب

2. مه نقابی می نماید آفتاب

3. موج دریائیم و دریا عین ماست

4. عین ما بر عین ما باشد حجاب

5. جمله عالم در محیط عشق او

6. نزد ما باشد حبابی پر ز آب

7. غیر او در عمر خود گردیده ای

8. دیده ای نقش خیال او به خواب

9. نعمت الله در خرابات مغان

10. اوفتاده دیدمش مست و خراب


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هیچ دانی که چرا پسته چنان می‌خندد
* زانکه گفتم که بدان پسته دهن می‌مانی
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* عاقل از انگور می بیند همی
* عاشق از معدوم شی بیند همی
شعر کامل
مولوی
* به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
* که بر و بحر فراخست و آدمی بسیار
شعر کامل
سعدی