شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1047

1. خوش حیاتی که پیش او میرم

2. چون بمیرم به کیش او میرم

3. عشق او شمع و من چو پروانه

4. گرچه سوزد که در برش گیرم

5. گر زند ور نوازدم چون نی

6. بجز از ناله نیست تدبیرم

7. دوش دیدم خیال او درخواب

8. لطفش امروز کرده تعبیرم

9. سروری بر همه توانم کرد

10. من چو در پای میر خود میرم

11. چون توانم که عذر او خواهم

12. که سراپا تمام تقصیرم

13. هرچه گویم ز خود نمی گویم

14. نعمت الله کرده تقدیرم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مردم آخر همه مردند ز بیماری دل
* به امیدی که تو را بر سر بیمار آرند
شعر کامل
فروغی بسطامی
* تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
* همواره مرا کوی خرابات مقام است
شعر کامل
حافظ
* ز ترک تنگ چشمی مردمی صائب طمع دارم
* که تلخ افتاده چون بادام کوهی دیده تنگش
شعر کامل
صائب تبریزی