شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1479

1. گر چه آب حیات را مانی

2. در جهان جاودان کجا مانی

3. ای که گوئی به پادشا مانم

4. غلطی کرده ای گدا مانی

5. بر سر پل چه خانه می سازی

6. زود باشد که بی سرا مانی

7. ما چنین مست و تو چنان مخمور

8. که به رندان بزم ما مانی

9. درد باید که تا دوایابی

10. درد چون نیست بی دوا مانی

11. از رفیقی سید عالم

12. حیف باشد اگر تو وامانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش
* در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند
شعر کامل
صائب تبریزی
* مگر از هیت شیرین تو می‌رفت حدیثی
* نیشکر گفت کمر بسته‌ام اینک به غلامی
شعر کامل
سعدی
* همای بر همه مرغان از آن شرف دارد
* که استخوان خورد و جانور نیازارد
شعر کامل
سعدی