شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 653

1. این که گوئی نعمت الله جان سپرد

2. جان سپرد و جان با ایمان سپرد

3. جان به جانان دل به دلبر داد و رفت

4. جان از این خوشتر دگر نتوان سپرد

5. در هوای گلستان عشق او

6. جان چو غنچه با لب خندان سپرد

7. بندگی کرد او به صدق دل تمام

8. ظاهر و باطن به آن سلطان سپرد

9. بود میخانه سبیل خدمتش

10. رفت و آن منصب به این و آن سپرد

11. جان امانت بود با وی مدتی

12. خوش امینانه به آن جانان سپرد

13. دیگری گر جان به دشواری بداد

14. سید سرمست ما آسان سپرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا ترکش افلاک پر از تیر شهاب است
* ما بی سر و پایان همه نارنج نشانیم
شعر کامل
صائب تبریزی
* گر تو در سینهٔ سیمین دل سنگین داری
* من هم از دولت عشقت تن رویین دارم
شعر کامل
فروغی بسطامی
* ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران
* گوارا کرد بر من چاه را از قیمت افتادن
شعر کامل
صائب تبریزی