وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 64

1. آنکس که مرا از نظر انداخته اینست

2. اینست که پامال غمم ساخته، اینست

3. شوخی که برون آمده شب مست و سرانداز

4. تیغم زده و کشته و نشناخته، اینست

5. ترکی که ازو خانهٔ من رفته به تاراج

6. اینست که از خانه برون تاخته اینست

7. ماهی که بود پادشه خیل نکویان

8. اینست که از ناز قد افراخته، اینست

9. وحشی که به شطرنج غم و نرد محبت

10. یکباره متاع دل و دین باخته اینست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
* مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
شعر کامل
حافظ
* هر گرفتار که در بند تو می‌نالد زار
* می‌برد حسرت صیدی که گرفتارتر است
شعر کامل
فروغی بسطامی