وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 97

1. تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست

2. طاقت و صبر مرا حوصلهٔ خواری هست

3. با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکشد

4. کز من و جان منش نیز مددکاری هست

5. می‌خرم مایه هر شکوه به سد شکر ز تو

6. من خریدار، گرت جنس دل آزاری هست

7. گرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند

8. آنکه در قید کسش ذوق گرفتاری هست

9. ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گل

10. ورنه در شهر بسی لعبت بازاری هست

11. شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشی

12. که درازست شب حسرت و بیداری هست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر لعل لبت جان ز سر شرق فشاندن
* سهل است ولی زیره به کرمان نتوان برد
شعر کامل
کمال خجندی
* برخیز که در سایه سروی بنشینیم
* کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
شعر کامل
سعدی
* تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
* مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی
شعر کامل
سعدی