ظهیر فاریابی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 12

1. پناه و مقصد اهل هنر صفیّ الدّین

2. تویی که همَّت تو سر بر آسمان سوده ست

3. هر آن صفت که ز جیب فنا برآرد سر

4. به عمر دامن جاهت بدان نیالوده ست

5. قلم که دایم و صّافی کمال تو کرد

6. رخش به دوده خجلت همیشه اندوده ست

7. بزرگوارا بی سعی درین مدّت

8. دلم ز غصّه و چانم ز غم نیاسوده ست

9. ز چرخ سفله جفاها کشیده ام گر چه

10. هنوز ناله من هیچ گوش نشنوده ست

11. از آن زمان که من اینجا نشسته ام صد بار

12. همه بسیط زمین صیت من بپیموده ست

13. کنون به کام و به ناکام می روم که مرا

14. جهان عنان ارادت ز دست بر بوده ست

15. به خدمت آمده بودم بگاه تر گفتند

16. که خواجه دوش نشاط شراب فرموده ست

17. ز خرمی همه شب تا گه دمیدن صبح

18. چو بخت خویش نخفته ست و هیچ نغنوده ست

19. کنون ز مستی و بی خوابی شبانه هنوز

20. چو خلق در کنف اهتمامش آسوده ست

21. ز روزگار دو رنگم تغابنی ست عظیم

22. که این سعادتم امروز روی ننموده ست

23. به حضرتت چو مرا فرصت وداع نبود

24. کنون امید ملاقاتم از تو بیهوده ست

25. تو سود کن ز جهان نام نیک اگر چه مرا

26. دو ماهه عمر بر امیدها زبان بوده ست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک
* هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم
شعر کامل
کمال خجندی
* نامۀ سربسته آمدغنچه و مضمون او
* حسب حال بلبل و شرح دل پر خون او
شعر کامل
جامی
* می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی
* بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود
شعر کامل
حافظ