اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1015

1. هر چند از وصالت ای آفتاب دورم

2. یکذره نیست هرگز در دوستی قصورم

3. چندان رخ تو دیدم کز دیده در دل آمد

4. اکنون بدیده دل می بینم و صبورم

5. در غیبت از خیالت جانم حضور دارد

6. چون در حضورت آیم از غیر بیحضورم

7. امروز ای پریرخ کز حسن آفتابی

8. در سایه توام من از خود مساز دورم

9. از سوز عشق اهلی دل زنده شد چو شمعم

10. روزیکه هم بمیرم خیزد ز خاک نورم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را
* اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد
شعر کامل
صائب تبریزی
* پای سرو از قد رعنای تو در گل می‌رفت
* خاصه آنوقت که برطرف گلستان بودی
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* از تواضع افسر خورشید زرین گشته است
* کم نمی گردد فروغ گوهر از افتادگی
شعر کامل
صائب تبریزی