اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 770

1. خوبان سمن چهره ستم خوی نباشند

2. شیرین دهنان تلخ و ترش روی نباشند

3. خونریزی اگر کار بتان است بگوباش

4. باید که ستمکاره و بد خوی نباشند

5. زان آب صفت خاک نشینیم که خوبان

6. چون سرو بما زان طرف جوی نباشند

7. آنان که گرفتار سر زلف بتانند

8. دربند سر خود سر یک موی نباشند

9. تو کعبه مقصودی و در راه تو جانها

10. تا سعی بود جز بتک و پوی نباشند

11. اهلی سگ کوی تو شده عفو کنش زانک

12. آدم صفتان جز سگ این کوی نباشند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست
* من مشت خون خویش نمودم حلال تو
شعر کامل
صائب تبریزی
* قاعدهٔ قد تو فتنه به پا کردن است
* مشغلهٔ زلف تو بستن و واکردن است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* همه بر جای خود ای تازه نهالان چمن
* بنشینید که آن سرو روان برخیزد
شعر کامل
صائب تبریزی