امیرخسرو دهلویخسرو و شیرین (فهرست)

شمارهٔ 6 - آغاز داستان

1. به تاریخ عجم دانندهٔ راز

2. چنین کرد این حکایت را سرآغاز

3. که چون خورشید هرمز رفت در خاک

4. کشید اکلیل خسرو سر بر افلاک

5. جهان را خسرو از سر کار نو کرد

6. کرم را در جهان بازار نو کرد

7. به ترتیب جهان بودی شب و روز

8. گهی لشکر کش و گه مجلس افروز

9. چنان آراست ملک از دانش و داد

10. که شهر آسوده گشت و کشور آباد

11. مقیمان زمین زان مهربانی

12. همه مشغول عیش و کامرانی

13. باشگ و ناله کس ننمودی آهنگ

14. مگر چشم صراحی و رگ چنگ

15. بجز چو بین که در ره خار بودش

16. وزو پای مراد افگار بودش

17. نبود از کین دران فرخنده ایام

18. کس آهن دلت را ز چو بینه بهرام

19. از او او رنگ هرمز را نوی بود

20. که هرمز را سپهداری قوی بود

21. چو هرمز سوی خاقانش فرستاد

22. به کوشش ملک خاقان داد بر باد

23. رسید اندر مداین باده و گیر

24. کشیده پور خاقان را به زنجیر

25. گلو بسته بسی میر ولایت

26. غنیتمهای چینی بی نهایت

27. چو آن فیروزمندی دید از و شاه

28. تغیر یافت اندر خاطرش راه

29. ز غیرت کرد طعن بی کرانش

30. نوید پنبه داد و دوکدانش

31. ازین وحشت که بر بهرام ره یافت

32. چو وحشی جست و روی از مردمی تافت

33. ز طاعتگه به عصیان دور می‌بود

34. گهی پیدا گهی مستور می‌بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند
* سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار می‌رسد
شعر کامل
مولوی
* عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
* از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
شعر کامل
مولوی
* آن گوی که طاقت جوابش داری
* گندم نبری به خانه چون جو کاری
شعر کامل
سعدی