انوری_دیوانقصیده ها (فهرست)

قصیدهٔ شمارهٔ 183

1. زهی ز روی بزرگی خلاصهٔ دنیی

2. علو قدر تو برهان آسمان دعوی

3. به اهتمام تو دایم عمارت عالم

4. ز التفات تو خارج عداوت دنیی

5. تویی که مفتی کلک تو در شریعت ملک

6. به امر و نهی امور جهان دهد فتوی

7. تویی که منهی رای تو بی‌وسیلت وحی

8. ز گرم و سرد نهان قضا کند انهی

9. سپهر گفت به جاه از زمانه افزونی

10. به صدهزار زبان هم زمانه گفت آری

11. چو کان عریق بود گوهرش نفیس آید

12. شناسد آنکه تامل کند در این معنی

13. کدام گوهر و کان عریق‌تر که بود

14. گهر محمد مسعود و کان علی یحیی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو خورشید تابنده بنمود پشت
* هوا شد سیاه و زمین شد درشت
شعر کامل
فردوسی
* سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت
* حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
شعر کامل
سعدی
* صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
* بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
شعر کامل
حافظ